سيد محمد باقر برقعى
3126
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
[ م ] ماهر ( 1299 ) على اكبر ماهر از مردم كاشان و در شمار شاعران خوشذوق و با استعدادى است كه پيش از آنكه خواندن و نوشتن بياموزد ، قريحت روشن و تابناكش او را در نظم شعر رهنمون گرديد . در اوان كودكى به كارگرى و زحمت تن درداد و در كارگاهى تنگ و تاريك ، ضمن كار ابياتى زمزمه مىكرد و شعرى مىسرود . ماهر در شرح حال خود مىنويسد : « سال 1299 هجرى شمسى بود كه بر صحنهء زيباى زندگى ديده گشودم و بالاخره در اين راه پرپيچ و خم قدم نهادم ؛ گذشت تا اينكه دست چپ و راست خود را شناخته ، خود را در يكى از دهستانهاى شمالى كاشان در خانوادهاى فقير يافتم ، آنجا همه فقر بود و ناتوانى ؛ آنگاه در كارگاهى تنگ و تاريك كارگر كوچكى بودم . در همان موقع هم علاقه به شعر و شاعرى داشتم و كودكانه ابياتى مىسرودم . ابجد ، هوزى در ضمن كار نزد پدر خواندم ، آنگاه مرا در دبستان گذاردند ، دوساله به اخذ گواهينامه ششم ابتدايى موفق شدم ، سپس وارد فرهنگ شدم به تعليم و تعلم پرداختم ، تا به طور داوطلب به اخذ گواهينامهء پنجم متوسطه و گواهينامهء پايان دورهء تربيت معلم مفتخر گشتم . ادعاى شاعرى نداشته و سرورى خداوندان سخن را خواهانم . » ماهر سرانجام پس از سالها خدمت فرهنگى بازنشسته گرديد ، آنگاه قدم در وادى عرفان و تصوف گذاشت و عزلت اختيار كرد . كار زمزمهء سرد نسيم خزان * روى به دشت و چمن آورده است دهكده را ابر گرفتهست و مه * مهر نشان محن آورده است